Daisypath Happy Birthday tickers دخترک بیزی
دخترک بیزی

ملت کلن سه دستن :::

دسته اول => تو اتوبوس/مترو صندلی خالیه مبدا سوار شدن , مقصد پیاده میشن اما نمیشینناز خود راضی

دسته دوم => نرمال هستن عینک

دسته سوم => تو اتوبوس/مترو صندلی خالی نی اما میخوان یه جورایی صندلی خالی کنن و شده تو رو بلند میکنن میشینن جات !!!مژه

 

۱۳٩٠/۱۱/۳٠ | ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

در این چند صباحی که از این دکتر به اون دکتر میروم به نکاتی ارزشمند رسیدم که آنها را بدون هیچ چشم داشتی به شما ارائه میدم مژه:::

1.ساعت 12 نیمه شب وقت ام.آر.آی دارم ... سالن انتظار خالیه .. کارم که انجام میشه ساعت نزدیکه 1-12.30 میام بیرون تعداد ملت که تو سالن انتظار هستن خیــــــــــــــلی زیاد شده ... داره فوتبال پخش میشه و آقایون بی توجه به این که چرا اون موقع شب اونجا هستن با لذت فوتبال نگاه میکنن و با هر گل خوردن یا زدن طوری به وجد میان که اونی که گل ُ زده اون طوری شادی نمیکنه !!!خنثیخنثی

2.تو مطب این دکتر پنجه طلاها نشستیم که دیگه جا نیز در باز بشه یه مریض دیگه بیاد تواز خود راضی ... اسم هر کیو که میگن بره تو یه لبخندی میزنه نیشخندکه اصغر فرهادیو برای گرفتن جایزه صدا کردن اون طوری لبخند نزد از خود راضی!!!

راگاتزا نوشت : ادامه دارد ...

 

۱۳٩٠/۱۱/٢٧ | ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

به مناسبت روز ع.ش.ق سبز

پارسال جوگیر شدیم و کنار این استتوس یاهو تبریک گذاشتیم هورا!!  این آقا فاضل اومد که نباید تبریک بگی ما مسلمونیم و این کار درس نیست قهر!! هی من میگم آخه به دین و ایمون چه ربطی داره یولیه روزه برای شاد بودن میگه نهههه از خود راضی!!

به من میگه : من مسلمونم و وظیفم اینه که تو رو راهنمایی کنمخنثی ( اونم به زور شیطان) . منم گفتم که تو مسلمونی برا خودت باش لازم نی منو نصیحت کنینیشخند ( اما خوب بعدش چیزای بهتری تو ذهنم میومد که کاشکی اینو میگفتم خیال باطل) !! و به همین راحتی ریدمان کرد تو حالمون مژه

۱۳٩٠/۱۱/٢٤ | ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()

صدای بوق بسته شدن دره مترو میاد که میپرم توآخ !! سرمو میارم بالا میبینم ای دل غافل واگن مختلط سوار شدمخنثی ...تایم پیاده شدنم ندارموقت تمام!! تریپ اُپن ماینددی میزنمو میشینمعینک !! کم کم قطار پر میشه .... یکی روبه روم میشینه چشم که چه عرض کنم میکروسکوپهابرو . پلکم نمیزد حتی یول!!!! اول شالمو میکشم جلو و شروع میکنم به نگاه کردن کفش ملتچشم ... بازم  می کشم جلوتر نه ول کن نیست از خود راضیبه محض شنیدن صدای اون خانومه که میگه : ایستگاه بعد فلان جا ، میپرم و میدوم به سمت در اگه راه داشت همون جا میپریدم پایین اصنمژه !!! تو شیشه ی  در ِ مترو خودمو نیگا میکنم خندم میگیره تا حالا هیچ وقت انقدر با حجاب نبودمنیشخند !!!

۱۳٩٠/۱۱/٢۱ | ٥:٢۸ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

1و2و3و4و5و6و7و8و9و11و17

این کانالای تلویزیونه که یکی یکی میرم بالا و دوباره میام پایین نیشخند!! لعنتی هیچی برای دیدن ندارهعصبانی ... میزنم کانال 2 این خاله شادونه مسخره با اون 3،4 تا عروسک وحشتناک و ترسناک خنثی
خجالت نمیکشن آیا متفکر!؟؟! همه جا پیشرفت میکنن به غیر از اینا !!! آخه دیگه بحث "پسر خوب کیه ؟!!؟ دختر خوب نماز میخونه " که قدیمی شده ...میبینن هیچ بازتابی تو جامعه نداره ها الکی هی چرت و پرت میگن ، اعصاب آدمو خورد میکنن افسوسنیشخند

 

راگاتزا نوشت : دیدین شارژ نت که تموم میشه چه قدر باید منت بکشیو خواهش و تمنا کنی تا با هزار شرط دوباره وصل بشه ابرو، حالا این دفه هیچ کدوم اینا نبود 1 هفته طول کشید خنثی

۱۳٩٠/۱۱/٢٠ | ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

در خاطرات راگاتزایی ثبت شده که :
یه روز داشتم میرفتم کلاس که مرتیکه ای افغانی دنبالم کرد !! و تنها یک حرف برای گفتن داشت : من فقط میخوام باهات دوس شم !!!!

راگاتزا نوشت : نه توروخدا بیا عروسی کنیم باهم خنثی

۱۳٩٠/۱۱/۱٢ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()

مادر صدایم میکند و میگوید : راگاتزا جان لبخند، اگه میخوای میتونی امسال برای کنکور درس نخونی  از خود راضیو    این چنین اهالی ِ خانه از ما حساب میبرند !!مژه

راگاتزا نوشت مشکوک : راست یا دروغش را نمیدانم . تنها راه فهمیدنش امتحان کردنش است نیشخند

۱۳٩٠/۱۱/۱٠ | ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

دارم با کامپیوتر کار میکنم که بابام میاد بالا سرمخنثی !! کنار من نشسته و داره با موبایلش کار میکنه , لابد میخواد کنترل نا محسوس  کنه مژه!!! نه میتونم صفحه ای رو باز کنم نه میتونم جواب کسیو که دارم باهاش میچتم بدم نگران!! بعد اون وخ که از اتاق رفته بیرون میگم : ببخشید بابام اومد تو اتاقملبخند ! طرفم برگرده بگه : اوه اوه , یه پسر غریبه از اونور دنیا  متفکرداره با دخترش میچته و بعد هارهار میخنده منتظر!! خُ این یکی وضعش خراب تره که درک نمیکنه یا.هو موقعیت مکانی نشون نمیده از خود راضی

راگاتزا نوشت اقتصادی : امروز یه مسیرو 3 بار با تاکسی رفتم بار اول 500 , بار دو 450 و بار سوم 400 ازم گرفتن !!!!   ابرو

۱۳٩٠/۱۱/۸ | ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

الان بنده یک راگاتزای آنژیکوت به دست هستم که با تمام امکانات اعم از : ام پی 4 ، لپ تاپ ، مودم وای فای ، دی وی دی پرتابل ( لپ مینیه نمیشه باهاش فیلم دید )  در بیمارستان حضور دارم :دی !! خلاصه این چن روز کلی بهم سرویس دادن و هیچ ملالی نیست جز این آنژیوکته که به دستم فشار میاره !!!

گویا ضد و نقیض خیلی تو مدارک پزشکیم هست و کیس شدم اصن اینجا !!!  معروف شدم ... تا شنبه مرخصی گرفتم و از بیمارستان میزنیم بیرون . میخوان حتما یه بیماری عجیب و نادر توم پیدا کنن . قبول نمیکنن که ممکنه آنوتومیه  بدنم باشه !!!

۱۳٩٠/۱۱/٥ | ٩:٠٩ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()

شانس بیاری و زود تر از پسر های همسایه - پسر دایی ها - از خونه بزنی بیرون ، وگرنه همیشه   که دیرشون شده و سرویس بوق بوق ... و گویا گله ای از اسب های تازه نفسعینک را در راه پله رها کردی صدا به گوش میرسه نیشخند

راگاتزا نوشت مچکر : مرسی از همه فعلا رفتن به بیمارستان تا 2 شنبه کنسل شد از خود راضی

۱۳٩٠/۱۱/۱ | ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()