Daisypath Happy Birthday tickers دخترک بیزی
دخترک بیزی

سال 90 با همه ی خوبی و بدی هاش گذشت !!
امسال کسی در خانواده متولد نشد و خدا رو شکر کسی هم از پیشمون نرفت !!
امسال خواهر راگاتزا ازدواج کرد و یه زندگی جدیدو شروع کرد !!
امسال فکر رفتن افتاد به جونم  و امسالو به یاد موندنی کرد !!!
امسال شاید آخرین سال حضور من کنار خانواده در لحظه ی سال تحویل باشه !!
امسال بیماری بدی گریبان منو گرفت که حدس های بدی درباره اش زده شد اما همش رد شد و من خوبم !!!
امسال  بیش تر از هر سال دیگه از خدا تشکر کردم !!
امسال سعی کردم خصلت های بدمو از خودم دور کنم !!
و خیلی امسال های دیگه که همشون گذشتن و شاید خاطرشونم نموند !!!

سال نو مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک ماچقلب

راگاتزا خود مسخره نوشت : دقت شود چن بار کلمه ی  "سال " تکرار کردم نیشخند

۱۳٩٠/۱٢/٢۸ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

17 سال روز و شب با هم بودیم ، شاید اذیتش میکردم اما همیشه با ناراحتی اش ناراحت و با هر لبخندی از اون لبخند زدم !! همیشه در بدترین شرایط حامی بوده و هس ... 17 سال تمام در کنار هم عیدو  جشن گرفتیم و بهم عیدی دادیم اما وقتی امشب ازش خدافظی کردم و سال نو رو بهش تبریک گفتم ته دلم برای همه ی لحظات خوبی که باهاش داشتم تنگ شد !!! امسال عید متفاوت از هر سال و شاید سال دیگه بازم متفاوت تر !!!!

خواهر راگاتزا بِدون که خوشبختی تو هر کجا که باشم و در هر شرایطی آرزومه

راگاتزا توضیح نوشت : با این تفاسیر ( ؟) امسال موقع سال تحویل بیدار نمیشم :| :|

۱۳٩٠/۱٢/٢٧ | ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

نمیدونم چه مزَضیِ خنثیکه اگه آدامس تو دهنم باشه و بخوام مسواک هم بزنم  درش نمیارم از خود راضی

نتیجه اش اینه که هر دفه تا مرز خفگی پیش میرم مژهنیشخند

۱۳٩٠/۱٢/٢٧ | ٧:۱٠ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

طرف به سگش میگه : جسی بیا بریم دنبال بابایی بگردیم!!! خنثیخنثی

لابد جسی میفهمه دیگه متفکر 

------

راگاتزا نگران نوشت : کجایی لوسک ؟!؟

راگاتزا توضیح قالب نوشت : میدونم زیاد جالب نیست ولی برا تنوع بد نیست !!

۱۳٩٠/۱٢/٢٦ | ٩:۱۳ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

دیدین پشت کامیون و نیسان و اتوبوس و مینی بوس و هر گونه وسیله ی نقلیه دیگه ، یه جمله هایی مینویسن !متفکر!

امروز یکی پشت مینی بوسش نوشته بود ::CAMEL SEE NOT SEE ساکت
که منظور این دوست گرام حتما همون شتر دیدی ندیدی خودمونهنیشخند !!

من یه سرچی کردم و به اصطلاح درستش رسیدم ::YOU SEE NOTHING , YOU HERE NOTHING از خود راضی

به شخصه عاشق اعتماد به نفس و ترجمه ی ملتم قلبقهقهه

۱۳٩٠/۱٢/٢٢ | ٩:۱٧ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()

از تصمیمی که گرفتم پشیمون میشم ناراحتو به خودم میگم دوری و سختی بکشم که  به چی برسم افسوس!؟؟!
ناامیدانه وقتی تو خیابونای همین شهر قدم میزنم صداهایی مثه : "کجا میری کوچولو سوال!! برسونمتنیشخند ؟!؟! بپر بالا ابرو"، میشنوم !!همین صداها کافیه که عزممو جزم کنم و بار سفر ببندمخنثیو به آرامشی که هیچ صدای متلکی شنیده نمیشه فک کنم خیال باطل

*همیشه انقدر ساده میرم بیرون که هر کی میبینه باور نمیکنه یه دختر پیش دانشگاهی هستم لبخند!!

 

۱۳٩٠/۱٢/۱٩ | ٦:٢٤ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

قبلنا باید صبر میکردی تو مترو همه سوار شن بعد اگه وقت شد و ملت اجازه دادن تو پیاده بشی ، الان تو اتوبوسم همین وضعیته !!! تاره خیلی با اعتماد به نفس میگن : چرا زودتر تصمیم نمیگیری پیاده بشی منتظر؟!!! بهشونم نمیتونی چیزی بگیساکت !!

 

۱۳٩٠/۱٢/۱۳ | ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()

این دختر بچه دبستانیا رو دیدید ،‌همه چکمه قرمز و صورتی میپوشن خنثی. شلوار مدرسشونم با اعتماد به نفس میزارن توشنیشخندقهقهه

۱۳٩٠/۱٢/۱٠ | ۳:٠٩ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

روزه تعیین کننده ی سرنوشت من ،‌ روزی که معلوم میشه من رفتنیم یا نه افتاده روز تولدم !!! نمیدونم چرااا ؟!؟ اما شاید یه هدیه از طرف خدا !!!

*راگاتزا نوشت تولدی : تولدم 20 آوریل مصادف با 31 فروردینه لبخند

۱۳٩٠/۱٢/٩ | ٩:٢۱ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

 یه ایستگاهی دم ِ خونمونه که همیشه شلوغههیپنوتیزم و دو تا ایستگاه بعد همیشه خلوته خلوته آخ!!!

 حالا دیروز دمِ  این ایستگاه اولی ماشین های وَنی که یه خط سبز داره مامورام جلوش وایمیسه ابرو، وایساده بودعینک !!! و خدا میدونه که ایستگاه بعدی یه چیز تو مایه های ایستگاه  "حرم مطهر "( که همیشه شلوغه ) یا ایستگاه "ه.ف.ت تی.ر" ( که دمه عیدی شلوغه ) شده بودخنثی !!!

راگاتزا نوشت : مدیونین اگه فک کنید من جزو اون دسته ی بالا بودم و راهمو دور کردم که سوار این ایستگاه اولی نشم از خود راضی!!! پالتوم کوتاه بود ولی آرایش نداشتممژه !!

راگاتزا نوشت منتقد : این رسمش نیست تذکر باید با کمال احترام باشه نه با توهین و تحقیر ( حتی شما دوس عزیزنیشخند )

۱۳٩٠/۱٢/۸ | ٧:٥٠ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

من معمولاً تو هر محیطی که هستم دوست زیاد پیدا میکنم لبخندکه تنها نباشم اما نه دوست صمیمی چشمک!!!

" داستان اول "

 امسال زیاد با بچه های کلاس حال نمیکردم و زیاد با هاشون گرم نگرفتم از خود راضی!!! چن روز پیشااا از اون موجودایه چندشه وعقده ای سبزکلاس هی الکی داد میزد سرمو آوردم بالا دیدم با منه خنثی!!!

+ کفشت تو حلقم ابرو!!!

- :| مرسیخنثی

+ اسمت چیه ؟؟ ( چن ماه از سال گذشتهمنتظر ؟!؟)

- راگاتزا !لبخند

+ کفشت و چن خریدی ؟!؟ از کجا !؟!!سوالمتفکر

- از شریعتی 100تومن تو حراج  عینک

+ پارسال منم یکی خریدم مثه این بود از پلاسکو اما120 تومن  مژه!!

* و این فرد به علت همون عقده ای بودن هر چی از نوزادی داشته رو پوشیده و اومده !!و من به شخصه کفشی مثه کفش خودمو پاش ندیدم از خود راضی!!!

" داستان دوم "

یه دختره تو کلاس زبان هس که با من هم مسیره منم تقریبا 1:30 تو راهم و دیگه کف میکنم ناراحت!! دخترم از این آدمای خشک و بی احساس که آدم فک میکنه این گردنش حرکت نمیکنهاز خود راضی !!! هی اومدم حرف بزنم باش هی خودمو نگه داشتم و روزی که تصمیم گرفتم ،سوار وَن بودیم که بریم مترو !!خیابونم شلوغآخ ... این دختره هم گف من پیاده میشم همین جا !!هیچکس هم بش نگف از اینجا تا مترو خىـــــــــــــلی دوره نیشخند!!!! پیاده شد و دیگه فک کنم ساعت 12 اینا شب رسیده بود خونه مژه
 در یه جای ما شادی و سروری برپا بود وصف نشدنیقهقهههورا

۱۳٩٠/۱٢/٥ | ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()

یه پسری در مورد سفارت و این چیزا اطلاعات میخواست و منم آیدیمو گذاشته بودم که هر کی خواس کمکش کنم !!خجالت

اومد یاهو اَدَم کرد و بالاخره یه روز سر صحبت و باز کردزبان !!! 

 +سلام خانوم .... ( فامیلی راگاتزا )میتونم مزاحمتون بشم عینک؟!؟! ( انگار میخواد خواستگاری کنهنیشخند !!!!! )

- خواهش میکنمخجالت

+ وقت دارید ؟!؟  لبخند

- بفرمایید !!مژه

خلاصه بعد از دو ساعت معذرت خواهی حاضر شد سوالاشو بپرسهاوه ... چه سوالاییم انگار که من تو کنسولگری کار میکنم از همه چی آگاهمیول !!! یکی از جذاب ترین سوالایی که پرسید این بود که :::

+ من فلان ساعت سره کارم میتونم فلان ساعت ثبت نام کنممتفکر ؟!؟!

- وااااااا!!!!! آره منتظر

+ sorry , you know,i am so timid for this new language !!!بازنده

- wow :|قهر

 *یه همچین فردی که هیچی از ایتالیایی نمیدونه هر بار میخواس بگه ایتالیا میگفت :ITALIANخنثیخنثی

و دیگه خودتون منو تصور کنیــــــــــــــــــــــد چشم!!!

۱۳٩٠/۱٢/۳ | ٦:٢۸ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

بعضیا تو مترو لواشکزبان میفروشن اما با متانتعینک !!! یه بار میگن خانوما کسی لواشک میخواد ؟!!؟ کسی که جواب نمیده میزاره تو کیفشو تماممژه !!!

بعضیا چیزای ناموسی نیشخندمیفروشن تو مترو !!! همشم داد و هوار میکنه که خانوما شوورت و سو.تیین دارممژه کسی میخواد بیارم ببینه ابرو ؟!؟! خانومااا بیارمم ببینیچشمک !!! شما خانوم نمیخواییی !منتظر؟!؟!؟ ای بابا خب هر کی خواس میگه دیگه باهات رودربایستی ندارن ملت که هی میدویی رو اصاب ما کلافه

۱۳٩٠/۱٢/٢ | ٩:٢٧ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()