Daisypath Happy Birthday tickers دخترک بیزی
دخترک بیزی

این راننده هایی هستند که میگن : " قابلی نداره آبجی " عینک!! دقیقا همین راننده ها رو باید از گردن گرفت وبه دو دلیل کوبید به تیره چراغ برق !عصبانی! ( دقت کنید که راننده از حالت قائم به حالت افقی دربیادمژه (به این شکل در واقع  >--->0|

دلیل اول : جمله ی قابلی نداره یه تعارف بسیاااااااااااار الکی محسوب میشه آخ!! گوشه ی پولت پاره باشه میگن عوضش کن ! بعد اونوقت میخوای کلن پول نگیری ؟!؟! منتظر

دلیل دوم : آبجیچشم !!! آخه من آبجی تو هستم ابرو!؟ اگه روزی لغت نامه ای بنویسم کلمه ی آبجی در اون جا نخواهد داشت  از خود راضی!! بهتره کار و مسائل خونوادگیو با هم قاطی نکنیم نیشخند !! من یه مسافر خانم هستم و تو یه راننده !! نه تو داداشمی نه من آبجی تو ! قهر

*راگاتزا آلودگی نوشت : رنگ موهای اینجانب در حال تیره شدن است !! مسئولان رسیدگی لازم را انجام دهند نیشخند( آلودگی و رنگ مو )

۱۳٩٢/٧/٢٩ | ٧:٢٠ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

خواب میبینم خواب که باردار شدم خنثیو بچه به صورت کاملا وحشیانه به شکمم لگد میزنه شیطان!! تمام مدت خواب از درد به خودم میپیچیدم  گریهو به این فکر میکردم که آخه چرا الان باردار شدم متفکر؟!؟! من که فقط 19 سالمه و آمادگی مادر شدن رو ندارماز خود راضی !! بچه ی شیطونی بود و کماکان لگد میزد آخو درد بدی در ناحیه شکمیم حس میکردم نگران!! پدر این بچه کی میتونست باشه سوال!؟؟!
از شدت درد از خواب میپرم !! چشم
با سرعت نور خودمو به دستشویی میرسونم و مثانه ی مبارک که در حال ترکیدن بود را خالی میکنم و خوشحالم که خبری از بچه نیست  هورانیشخند

۱۳٩٢/٧/٢۳ | ٢:۱٩ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

به پایانه ی تاکسی که میرسم به اسم خیابون هایی که راننده ها فریاد میزنند گوش میدم لبخند!! یک سالی میشه  که در هفته چند بار از این مسیر عبور میکنم اما به جز مسیر خونه ، هیچ کدوم از این خیابون ها برام آشنا نیست  افسوس!!

بالاخره اسم خیابون آشنای خودمون رو میشنومقلب .. سوار ماشین میشم ... قبلا هم سوار این ماشین شده بودم عینک! راننده ی اون مرده جوونیه که ماست تو دهنشه خوشمزهو مطمئنم به این معتقده که خدا روزی رسونه خیال باطل!! بسیار با ناز و عشوه خجالتمسیره شو میگه در نتیجه مسافر ها نمیشنون و رد میشن خنثی!! دفعه ی قبل 2 تا مترو اومدو مسافرا اومدن بیرون اما جز من کسی سوار ماشین نشد !!آخ

سیل جمعیت کم و کمتر میشه !! دومین مترو هم خالی شد و باز من فقط تو ماشینم چشم!! اینبار هم پیاده شدم .... یول

دیروز هم دیدمش !! گویی منو شناخت ابرو!! لبخندی زد ، در حالیکه از کنارش رد میشدم نام مسیرشو زیر گوشم زمزمه کرد مژه!! اما من آب دیده شدم اوه!! و تنها با اختلاف یک ماشین بعد از اون سوار تاکسی شدم که یه جای خالی داشت !! نیشخند

* و اینگونه بود که راگاتزا راگاتزاییان ، توطئه را در نطفه خفه کرد و پیروز میدان شد زبانمژه

۱۳٩٢/٧/۱٥ | ٥:٥٦ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

اتوبوس  واحد های کرج بر خلاف اتوبوس های تهران که خارج از ایستگاه اگه حتی بمیری  هم نگه نمیدارند از خود راضی ، هر جا که بخوای میتونی سوار یا پیاده بشی عینک!اما یه مشکله بزرگی وجود داره افسوس!
اینم اونه که : وقتی میحوای پیاده بشی چون این دکمه ی استاپ کار نمیکنه خنثی باید داد بزنی  نگرانو بنده دقیقا در لحظه ای که باید پیاده بشم استرس تمام وجودمو فرا میگیرهاسترس و عرق سرد روی پیشونیم میشینه و صدام به وضوح میلرزه آخ!!
در نتیجه سعی میکنم  وقتی تنها هستمبا آرامش خاطر و بدون استرس با تاکسی این ور اون ور برم !! خندهنیشخند

۱۳٩٢/٧/٧ | ٦:٢٤ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()