Daisypath Happy Birthday tickers دخترک بیزی
دخترک بیزی

 دو ساعت دیگه به شروع روز تولدم باقی مونده ! مرسی از شوما دوستانی ک جلو جلو تبریک گفتینن  .... 

یکی از روتین های روز تولدم ، چک کردن میل هام است !  اگه فکر میکنید که دوستام میل میفرستن و از این ماچ موچا ! سخت در اشتباهید !  میل هامو چک میکنم و از پیغام های تبریک سایت هایی که عضو هستم  کلی لذت میبرم ! خانم راگاتزاییان تولدتون مبارک ! نه بوسی نه قلبی !  تازه همیشه هم به موقع تبریک میگن نه دیر و نه زود ! البته اگه کادو هم میفرستادن به شخصه راضی تر میبودم :)) 

پرویز هم عیدی و هم کادو تولد از طرف والدین محترم بود ! همچین فرزند قانعی هستم ک دوبار کادو نمیگیرم !  

اگه کسی آدرس پستی ، برای ارسال هدایا ها خواست حتما بگه و  مدیونید تعارف کنید :دی 

تولدم مبارک  .....

۱۳٩۳/۱/۳٠ | ٩:۱۱ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

میترسم به این کلاس دیر برسم ، استادش متاخرین رو راه نمیده و هر جلسه غیبت 0.5 نمره از پایان ترم کم میشه ! ! 

سریع لباس میپوشم ، جزوه ها رو پرت میکنم تو کیفم ، پرویز و گوشی رو هم فراموش نمیکنم  ، کلید خونه رو برمیدارم  و درو قفل میکنم و سوار آسانسور میشم ! 

با خودم دوره میکنم ، کیف پولمو برداشتم ، سوییچ هست ، برگه ی تمرین هست و.. برمیگردم تا تو آینه یه نگاهی به سر و وضعم بندازم !  

یه چیزی کمه ! مقنعه یادم رفته سرم کنم :)))  دوباره با آسانسور میرم بالا و  به این فکر میکنم با این وضع اگه میرفتم دانشگاه حراست چه عکس العملی نشون میداد :))) 

راگاتزا  تولدیان نوشت : به روز شمار بالای صفحه دقت نمایید !  تنها چند صباحی به روز موعود باقی است :دی 

۱۳٩۳/۱/٢٧ | ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()

هر هفته یکشنبه ها یا سه شنبه ها ، خانم هایی تشریف میارن و خونه رو تمیز میکنن ! خانم ایکس و خانم وای !  خانم وای ، خانم ساکتی است که کارش رو انجام میده و معمولا سایلنته اما خانم ایکس ، از همه چی و همه جا خبر داره ! مادر بنده هم با همه ی کارگر ها به شدت گرم میگیرد ! 

طبق معمول تو اتاق هستم که میشنوم که به خانم ایکس میگه این راگاتزا میگه تقصیر توءه من دوست پسر ندارم ! از تعجب در حال شاخ درآوردن هستم که ادامه میده ،  یکی بود وضعش خوب بود و این ازم پرسید باهاش برم بیرون ؟ گفتم نه و پسره رفت ایتالیا !  به گونه ای از کیس بنده تعریف میکرد که خودم  گفتم عجب احمقی بودم طرف  به این خوبیو رد کردم :)))   در ادامه برا خانم ایکس توضیح میده که اون  پسره که نباید با یه بار نه گفتن این ، میرفت :|  

بعد از عوض شدن تاپیک صحبتشون ، از اتاق میرم بیرون . خانم ایکس بهم میگه چه جور دوس پسری میخوای برات پیدا کنم ؟!؟ 

هفته ی بعدش هم  پرسید که دوست پسر پیدا کردم یا نه ؟! اینچنین پیگیرانه منتظره ...... 

۱۳٩۳/۱/٢٢ | ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

تو اتاق دارم با پرویز بازی میکنممژه و گوشیم دست مادر راگاتزاست آخ!!! داد میزنه راگاتزااااا به این غذا دادن چقدر سختههههه ، هر کاری میکنم غذا نمیخورهخنثی !!! بابام میپرسه کی متفکر؟!!؟ مامانم جواب میده : پو !  دوباره میگه کیییییییابرو ؟! بازهم جواب میده پو و در ادامه،  این بازیه رو به عنوان جمله معترضه بکار میبره ! دوباره داد میزنه : من به این هنوز غذا ندادماااااز خود راضی !  از تو اتاق نحوه ی غذا دادن رو توضیح میدم و میگم اگه نشد بیامناراحت !!! در همون حال هم دعا دعا میکنم پو دهنشو باز کنه و غذا را میل نمایدکلافه !!! این بار صدا میکنه که بیا ببین هر کاری میکنم نمیشه متفکر!! بلند میشم و میرم ، به مانیتور که نگاه میکنم میبینم همه چی در وضعیت فول و صد در صدهچشم ! بش میگم سیره ! غذا بهش دادی ! اصرار میکنه که نه دهنشو باز نمیکرد .... 

راگاتزا توضیح نوشت : این روزها بازی های پو رو انجام میده و قبل تر ها به قول خودش بازی هایی که توپ میترکوند ! 

راگاتزا تبلت دار نوشت :  پرویز نام تبلت جدیدم  است :))) 

 

 

۱۳٩۳/۱/۱٦ | ٧:٢٥ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

به منظور ایجاد تغییراتی  برای سال جدید ، تصمیم گرفته شد که در روزهای آخر سال  موهایم را رنگ  نمایم !  به مغازه ی رنگ فروشی رفته و  یک عدد رنگ فانتزی بنفش بادمجانی به همدراه اکسیدان شماره 2 خریده و خوش و خرم راهی منزل شدییممممم !  

جناب پدر محترم زحمت رنگ کردن موهای اینجانب را به عهده گرفته و با دقبت بسیارر کار خود را آغاز نمودند !  پس از اتمام کار به مدت 20 دقیقه صبر و سپس اقدام به شستشو نمودمممم ! 

تمام  حمام  به رنگ بنفش درآمد و موهای اینجانب هویجی !  شیون و زاری سر داده و جامه ها بدریدم  که این شب عیدی با موهای هویجی چه کنم ؟!  

با پدر به مغازه ی مذکور رفته و ضمن شکایت از ایشون خواستار رنگی جدید و برگرداندن موهایم به وضع سابق شدیم ! 

دوباره به خانه برگشته و عملیات رنگ کردن را انجام داده و پس از 30 دقیقه انتظار ، تقریبا به رنگ موهای عزیزم بازگشتم به گونه ای که شتر دیدی ندیدی ! 

۱۳٩۳/۱/۸ | ٤:۱٥ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()