Daisypath Happy Birthday tickers دخترک بیزی
دخترک بیزی

از بچگی عاشق این بودم قلبکه یه روز یادم بره تولدمه و از مدرسه برسم خونه و کلی مهمون داد بزنن تووولدتتتت مباااارکهورا !!! ولی چون تقریبا از بهمن اسفند روزشماریو شروع میکردمزبان محال بود یادم بره و اغلب روزای آخرم از بس یادآوری کردم با مادر راگاتزا دعوام میشد !!! خنثی

امسال ، پنجشنبه با دوستان که همه تولدامون پشت سره همه تهران قرار گذاشتیم که تولد بازی کنیممژه !! صبح خواهر راگاتزا تماس گرفت که حال داماد جان بده و قلب درد گرفتهافسوس ! مادر راگاتزا هم هی راه میرفت میگفت'' یعنی چی شده !؟؟ پسره چش شده ؟؟؟متفکر''  که استرس منو بیشتر میکرددد !!! نگران

بعد از برگشتن از تهران قرار شد بریم عیادت داماد ،  بنده یه لباس راحت پوشیدم و رفتیم !! وقتی رسیدیم همه چراغا خاموش بووود و همه فشفشه به دست میرقصیدند و تولدت مباارک میخوندند هوراو من اون وسط نمیدونستم چه واکنشی نشون بدم و کپ کرده بودمتعجب !!! خونه هم با زرد و سرمه ای و تم مینیون تزیین کرده بودند و کیک هم مینیون و یه بادکنک گازی مینیون و برای منم مطابق تم لباس از خونه آورده بودند قلب که بالاخره در ۲۱ سالگی تولدم سورپرایزی بوووود !!! مژه

موقع کادو باز کردن رسید و وقتی برای مادر راگاتزا رو باز کردم یه ۶+ بووووود ماچو خواهر راگاتزا هم ملزومات مثه قاب و لنز و مونوپاد و از نظر کادو هم واقعن سورپرایز و خوشحال شدممممممم !!! بغل

از همه ی دست اندرکاران برای ثبت همچین خاطره ای کمال تشکر را دارمممم قلبماچ

راگاتزا تولد ۲۱ سالگیت مبارک قلب 

۱۳٩٤/۱/۳۱ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()

به نظر مادر راگاتزا خرید بعضی چیزا پول دور ریختنه ! و درک این مسأله برای یه بچه یکم سخته ! مثلن مانتو مدرسه هر دو سال یه بار خریداری میشد یا کیف برای چند سال باید میبود ! خنثی

تابستون در حال تموم شدن بود و مغازه ها پر شده بودند از کیف های رنگیقلب !  بنده هم میخواستم برم دوم ابتدایی و کلی ذوق داشتم که یه کیف دیگه بخرم مژه!!! اما مادر راگاتزا معتقد بود که کیف سبز رنگ بیریخت زبانسال اول هنوز کاملن قابل استفاده و سالمه از خود راضی! در پی مخالفت های ایشون برآن شدم تا بلایی سره کیف سبز رنگ بیریخت بیارم که دیگه بهانه ای برای نخریدن وجود نداشته باشه ! عینک

از اونجایی که نمیتونستم پیش بینی کنم که نقشه ام خوب پیش میره یا نه متفکر، ته کیف رو به اندازه ی یه مثلث کوچولو با قیچی بریدممژه ! به هر حال احتمال اینو میدادم که اگه با شکست روبه رو بشم مجبور نباشم وسایلمو تو پلاستیک ببرم مدرسه ! خجالت

یادم نمیاد جریانو چه طوری گفتمابرو ولی یه روز که بیرون رفته بودیم بنده دل در گرو یک کیف قرمز رنگ مستطیلی دادمقلب و دل مادر هم به رحم اومد و خریدبغل !  چن ماه بیشتر از سال نگذشت که کیف قرمز مستطیلی کاملن داغون شد و من با رضایت کامل کیف سبز بیریخت رو به مدرسه میبردم ! نیشخند

حالا امسال ، قبل از عید یه بحثی با مادر راگاتزا داشتیم و  نتیجه اش ت-ح-ر-ی-م اینجانب از کادوی تولد بودخنثی !!! و چند صباحیه که آیفون ۶ فکر ما را به خود مشغول کرده قلبو با خود میپنداشتیم امسال حتمن روز تولد آنرا به دست خواهیم آوردخیال باطل ! چند روز پیشا که داشتم از ماشین پیاده میشدم موبایلم از دستم لیز خورد و پخش زمین شد خنثی! الان دیگه رنگ سفید به صورتی تبدیل شده و ۵،۶ تا خط عمودیم کنار صفحه که خبر از سوختن کامل ال سی دی در آینده ای نزدیک رو میدن ظاهر شده ابله! و خوب چون سابقه ی درخشانی ندارم الان فک میکنن من از قصد گوشیمو شکستمنگران درنتیجه اصن به مادر راگاتزا این جریانو نگفتم ! ساکت

من یک عدد راگاتزای تولد نزدیکه ، گوشی شکسته ی بدون کادوی تولد هستم ! مژه

۱۳٩٤/۱/٢٤ | ۳:٤٦ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()

از اونجایی که دایی راگاتزا از بدو تولد تا همین حالا همواره ما رو اذیت میکنهخنثی ، ما هم هر وقت پسراشو میبینیم اذیتشون میکنیم از خود راضی!!!

به پسر دایی راگاتزا میگم معلمشون زنگ زده که تو ضعیف ترین بچه ای ، دستخطت خعیلی بده و همه رو اذیت میکنیشیطان و... و خب ایشون هم مشت و لگدیه که نصیبم میکنه که راگاتزاااا دروغ نگوووووو !!کلافه

تا خواهر راگاتزا رو میبینم ، اطلاعات کامل از اسم و فامیل معلم پسر دایی راگاتزا میدم و متواری میشمنیشخند و اینبار خواهر راگاتزا شروع میکنه که اذیت کردن به پسر دایی یهو فحش میده ! ابرو

و از اونجایی که معلمش ازمون خواسته اگه کاره بدی کرده بش اس ام اس بدیممژه ، سریع چند تا شماره الکی میزنم و به اسم معلمش سیو میکنم عینک! صداش میکنم که دارم به معلمت پیام میدم ، میاد بالا سرم و اصرار میکنه که بفرستمتفکر و من زیره بار نمیرم که یهو خودش سند رو میزنه و دلیوریش میادآخ ! حالا من موندم و یه اس ام اس و یه شماره ناشناسیول ! سریع وای.بر و چک میکنم که ببینم  طرف دختره ، پسره ؟؟ 

که متوجه میشم اوشون تولید کننده لباس زیر مردانه استقهقهه :)))  سریع صحنه رو ترک میکنم و شماره معلم دروغکی هم پاک میکنم و امیدوارم اوشون پیگیره ادب و تربیت پسر دایی راگاتزا نشه نیشخند

*راگاتزا هشداریان نوشت : به روزشمار اون بالا توجه کنید مژه

۱۳٩٤/۱/۱٥ | ٢:٢۸ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()