Daisypath Happy Birthday tickers 35-92 - دخترک بیزی
دخترک بیزی

 مجبوری به خاطر کلاس فوق العاده بری دانشگاه , دوستت زنگ میزنه که لباس گرم بپوش داره برف میاد ! از خونه که میری بیرون با منظره ی برفی که همه جا سفید شده روبه رو میشی ... هیجان زده میشی... قلب

به دانشگاه که میرسی میبینی دوستات مشغول عکس انداختن و کسی جز اونا تو دانشگاه نیس !! میپری وسطشون و یه عالمه عکس تکی گروهی میندازی نیشخند!  چتر بنفشه شیشه ایتو به اونا میدی تا باهاش عکس بندازن و عکساشون خوشگل بشه !!! مژه

خبر میرسه که استاد نمیاااد از خود راضی ! همه جیغ و داد میزنن اما تو خوشحالی چون اگه مجبور نمیشدی از خونه تو روز به این قشنگی بیرون نمیومدی خجالت!!! برمیگردی خونه ...

 مسیر طولانی تر رو انتخاب میکنی که بیشتر قدم بزنی و از برف لذت ببری عینک ... چترتو روی زمین میکشیییییی و به صدای گوشخراش ولی شیرینش گوش میدی  و سعی میکنی از جاهایی رد بشی که برفش پاکه هنوزه !! بعضی از همسایه ها انگار هنوز خوابن و از خونه نیومدن بیرون !! پس جلوی خونشون یه اسمایلیه گنده میکشی که ببینن و خوشحال بشن !! نیشخند

به ساختمون خودتون که میرسی , چون این همسایه ها صمیمی تر هستند و تو یه ساختمون زندگی میکنند باشما ! ازت انتظار بیشتری دارن خنثی  !! پس علاوه بر اسمایلی یه ولکام هم گوشه ی حیاط مینویسی که کلی ذوق کنن !!! هورا

* چنین راگاتزای مهربون و به فکر همه , ای هستم بندهخجالت

* عکس ها پیوست  شد . 


چتر و رد پا

ولکام تو مای هوم

رد پای  ؟؟

 

راگاتزا توضیح عکس نوشت :
1. گویا پایمان را کشیدیم و بسی رد پایمان دراز افتاده است :دی
2. عکس آخریه رد پای چند تا پرنده است ؟!؟! اگه یکی برا پا راستش باشه یکی چپش که بیچاره ا وسط دو نیم میشه :پی  

۱۳٩٢/۱٠/۱۱ | ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()