Daisypath Happy Birthday tickers 39-92 - دخترک بیزی
دخترک بیزی

سوار تاکسی میشیم و همه در حال لرزیدن هستیم از سرما که مسافر خانمی که جلو نشسته با موبایلش شروع میکنه با امین آقا صحبت کردن به من زنگ بزن!! قضیه از این قرار بود که متفکر::

رسول از مدرسه زنگ زده به این خانومه که تو تاکسی نشسته بود  که  در کلاس خورده تو چشمش و گوشه ی چشمش نمیبینه آخ !!! این خانومه از امین درخواست کرد 100 تومن بریزه براش تو کارتش که رسول رو ببره دکتر  و فردا پس میده بهش !

اما .... خنثی

این آقا امین ماجرا که به وضوح من صداشو که پشت نشسته بودم ( خانمه جلو نشسته بود ) میشنیدم ! دائم داد میزد چی !؟ رسول چی  شده !؟ در چی شده !؟ پول چی !؟ چشم

خلاصه من میخواستم به خانومه پیشنهاد بدم که رسولو بیخیال بیا این امینو ببریم دکتر از بس کره !!!! نیشخند

۱۳٩٢/۱۱/۱٤ | ٩:٠۱ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()