Daisypath Happy Birthday tickers 44-93 - دخترک بیزی
دخترک بیزی

دقیقا نمى دونم علتش چیه ! سن و سالم , روحیاتم , سن و سال پدر مادرم , ... بالاخره یه عاملى باعث میشه هر چند ماه یه بار من با خوانواده یا خانواده با من دعوامون بشه !-_-!

پارسال همین موقع ها مثه امسال با مادر راگاتزا قهر بودم ! از دانشگاه داشتم برمیگشتم و منتظر مترو بودم ! سوار که شدم  دیدم مادر جان هم دوتا صندلى اونور تر نشسته ! با ذوق براش دست تکون دادم و بش سلام کردم و مادر جان هم چشم غره اى نثارم نمودند و روشونو برگردوندن  !  ̄ˍ ̄

وقتی رسیدیم انقدر منتظر شدم تا بره و خعیلى آروم شروع به حرکت کردم ! حتى کلی منتظر شدم تا تاکسى گیرم بیاد و خودمو به خونه برسونم !  ~>_<~

و مادر هم همچون نامادرى سیندرلا دربست گرفتند و نیم ساعت زودتر از من رسیدن خونه ! :| 

بعد از گذشت یک سال هنوز نمیدونم جزو خاطرات خنده دار محسوب میشه یا گریه دار !! :)(

۱۳٩۳/۸/٢۱ | ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ | راگاتزا | نظرات ()