Daisypath Happy Birthday tickers 51-93 - دخترک بیزی
دخترک بیزی

یک برنامه سفر پیش  اومد و متاسفانه نتونستیم در  مراسم آذرماهی که ۲۱ ام بود ، شرکت کنیم !!! هورا

از اونجایی که موهام کمی بلند شده راهی آرایشگاهی جدید شدیم که برای سفر آراسته و زیبا به نظر برسیمممممژه !! با ترس و لرز روی صندلی نشستم و براش توضیح دادم چه طوری میخوام کوتاه بشه نگران!  آرایشگر جان با موزر افتاد به جون کله ی اینجانب و نمیدونم چه طوری از توضیحات من برداشت کرد که مدل خامه ای مد نظرم است !!!خنثی 

خلاصه ، دو طرف کاملن سفید شد و وسط کله یه کپه مو باقی موند ناراحتو هی براش توضیح دادم که اینجا میخوام کوتاهتر بشه و کوتاهتر تا  جایی که  هنوز کپه باقی موند و کوتاه تر نمیشد ! تو آینه خودمو نگاه میکردم و امید میدادم که بهم میاد و اصن ارایشگر گند نزده به موهاماز خود راضی

تا مادر و خواهر راگاتزا دیدن ، شروع به ایراد گرفتن کردندمتفکر و اون موقع بود که چشمانم را به واقعیت گشودندتعجب و سیلی از اشک بود که جاری شدگریه و شیون ها که حالا من با این مو چه غلطی بکنممممم خیال باطل !!! 

————

راگاتزا تبریکیان نوشت  : آذرماهی جان تبریک میگم و از صمیم قلب آرزو میکنم که خوشبخت و شاد باشی و عشقتون پایدار بمونه ! ایشالله برای عروسی جبران میکنم و مییاااااام حتماااانیشخند

راگاتزا کچلیان عازم سفر نوشت  :  دعا کنید که هواپیما به سلامت بره و برگرده و همچنین تو عکسا موهام مشخص نباشه و خوب بیوفتمخجالت !!! خوبی ، بدی دیدین حلال کنید .... ماچ

۱۳٩۳/۱۱/٢٢ | ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ | راگاتزا | نظرات ()