61-91

با فلفل رفتیم پیاده روی ....
پسر جوانی از کنارمان رد میشود و پس از چند ثانیه فریاد میزند : ببخشید خانممممم !!؟ ببخشید خانممممم ابرو؟!؟ برمیگردیم به طرفش ! میگوید که آیا اسم سگتان فلفل است متفکر؟! و وقتی تایید ما را میبیندمژه میگوید که بسیار شرمنده استخجالت که ایشان را نشناخته چرا که اصلاح کرده استآخ و  بسیار عذرخواهی میکند !!!!


درب منزل برای دریافت خرید ها از پیک ...
مرد جوانی خرید ها را به من میدهد و خطاب به فلفل که پشت من ایستاده میگوید :: منو میشناسی ؟!؟ منو یادت میاااااااددلقک !؟؟! و پس ازاختلاط با فلفل از ایشان خداحافظی میکندبای بای و گازش را میگیرد و میرود انگار نه انگار که من هم آنجا بودممم !!!خیال باطل

پ.ن : عکس گوشه ی وبلاگ جناب فلفل خان است !

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیرا

من میترسم از فلفل و این چیزا [نیشخند] چقد فلفل تابلوئه [نیشخند]

tia

che naze felfeli:D khahesh azizam...kari nakardam k;)[ماچ][گل]

نازنین

من منظور اون پسره رو از اصلاح و اینا نفهمیدم! سگتو میشناخت ینی یا داشت مسخره میکرد؟!

سمیرا

از اونجایی که کلی خاطرخواه داره [نیشخند]

ارغوان

کنف شدی عسیسم[نیشخند]

افشین

وای مای گاد مردم! عاشقش شودم!!!! چه نازهههههههه[خجالت][قلب]

ارغوان

چی شده راگاتزا جونم [نگران]

زکیه

سلام رفیق...منظوووورت من نیستم که....نه؟! البته از قدیم گفتن:ندزدو نترس!!! ولی آخه جواب sms هم نمیدی.....با همه دوستات قهری؟ کدوم نفله ای اذیتت کرده؟عکس بده جسدبگیر![ناراحت][گریه]

زکیه

نمیدونم...تک مک میزدم انگار...ج ندادی[متفکر] شارج ندارم جواب بدم راستی... کی حالا چیز کرده؟میشناسم؟چیکارکرده؟توروخدااااااا؟!![تعجب]