37-93

توفیق اجباری نصیبمون شده و  فلفل به مدت یک هفته مهمون ما شده ! 

همینطوری که یه گوشه خونه ولو شده ، سرشو میاره بالا و  گوشاشو میده هوا و با دقت ما رو نگاه میکنه ! مادر جان رو به فلفل شروع میکنه :  عسل ، عسل ! پسر جوووون !  مامانت داره میره سفر ؟؟!  و فلفل شکمو کله اشو سیختر میکنه و نگاه میکنه که شاید یه غذایی چیزی گیرش بیاد :))  و یهو عطسه میکنه !  

مادر بنده در پاسخ به عطسه ی فلفل سریع میگه : صبر اومد ! بگو ایشالله فلفل ؟ بگو سفرشون بی خطر فلفل :)) 

ما اینچنین به مهمونامون توجه میکنیم که یه وقت کمبود احساس نکنند :)) 

/ 6 نظر / 11 بازدید
فاطمه

فلفل كيه؟؟چيه؟؟مال كيه؟؟

سميرا و ماهي ها

مامانت چه تحويلشم ميگيره . از اون جايي كه من از سگ ميترسم از هر نژادي از اين مهمونا دوس ندارم

فاطمه

حدس زدم که سگ باشه [چشمک] منم مهمون نواز خوبی برای حیوونا نیستم [نیشخند]

فاطمه

راگا رو ببیـــــــــــــــــــــــــــــــــن[قلب][ماچ][بغل]

فاطمه

یادم نمونده خب :دی از من چه انتظارایی دارییییییییییییییی:)) من عاشقم میفهمی عااااااااااااااااشق[نیشخند]