40-92

وقتی بچه که بودم دوست داشتم مامانم مثه بقیه ی بچه ها هر روز بیاد مدرسه دنبالم , همیشه در جلسات شرکت کنه  ولی امکان پذیر نبود ! مامان من دبیر ریاضی در مقطع دبیرستان هست  !

بعده ها که بزرگ تر شدم , دیدم اصن اینکه مامانم میره سرکار و هرروز خونه نیست موهبتی که خدا نصیب من و خواهرم کرده !!

مامان من برخلاف مادر های خانه دار , اصلن ناز دخترانشو نمیکشه و بسیااااار معتقد است که ما هیچ کاری تو خونه نمیکنیم و ترجیح میده ما کار کنیم و هی ظرف بشوریم , هی خونه تمیز کنیم بعد خودش استراحت کنه !!! جالبیش اینجاست که اگر خودش 4 تاظرف بشوره میگه یه دنیا ظرف شستم ! اما اگه من کل خونه رو تمیز کنم , ساعتی بعد از تمییزی محکوم میشم به اینکه تو این خونه هیچ کاری نمیکنم !!!

در عوض وقتی بابام خونه است مثل کدبانو ها ! دائما در حال شست و شو و تمیز کاری است و  دائما برات آب میوه میاره و میوه پوست میکنه و اجازه نمیده دختراش دست به سیاه و سفید بزنن و آب تو دلشون تکون بخوره ...

با اینکه با بازنشسته شدن مرد ها مخالفم اما دوست دارم بابام بازنشسته بشه ولی از وقتی زمزمه اینکه ممکنه مامانم قبل از تموم شدن 30 سال سابقه اش بتونه بازنشسته بشه بسیـــــــــــــــــــار ناراحتم و میترسم !!! خدا به ما رحم کنه ....

/ 6 نظر / 5 بازدید
حسین

[نیشخند] خدايش كل خونه رو تميز تا به حال كرديد ؟

نیا

=)) الاهی بگردم:)))) خخخخ:دی

آذرماهی

احسنت دخترم.یه پا کدبانویی شدی واسه خودت پس[نیشخند] همینه میگن دخترا بابایی ن.خدایی بابا ها خیلی هوای آدمو دارن[پلک]

سمیرا

راست میگه مامانت شما هیچ کاری نمیکنید [نیشخند] امیدوارم مامانت زودتر بازنشسته بشه [شیطان] چقد پست گذاشتی من ندیدم . کاش بیای یه خبر بدی وقتایی که آپ میکنی

آذرماهی

وقتش که شده شایدم گذشته[نیشخند].ولی مگه قصد ادامه تحصیل نداری عایا[زبان]

سمیرا

خداییش این دعای خیرته بدجنس ؟ دلت میاد برای دشمنت باید از این دعاها بکنی