64-91

داره دردو دل میکنه و از جدا شدنش از دوست پسرش میگه  ، که چه قدر دوستش داشتهناراحت و نبودش اذیتش میکرده تا مدت ها و حتی تا مدت ها گریه میکرده گریه!!!

+ . راگاتزا از بس گریه کرده بودم زیره چشام آبی شده بودخنثی !!( رو آبی شدنش تاکید میکنه )

دیگه صداشو نمیشنوم ! فقط به زیر چشماش نگاه میکنمیول و سعی میکنم با رنگ آبی تجسمش کنمخیال باطل !!!!

دوست داشتم بپرسم رنگ آبیش تیره بوده یا روشنابرو؟! اما فقط سری به نشانه ی افسوس تکون میدم افسوس....

/ 7 نظر / 10 بازدید
ماشا

سلام دوست من. وبلاگت را خواندم و لذت بردم. به دیدارم بیا و شعرهایم را بخوان و نظرت را بنویس. با تبادل لینک چطوری؟ خبرم کن.

نیا

[خنده]]چرا آبی؟؟معمولا سیا میشه هاااااا:))..حالا دیگه تهش کبود.. حالا آبی؟؟:))

دال

نباید حرف خیلیارو جدی بگیری، آبی نشده بود

نازنین

خو راگا کبود همون آبیه دیگه؛ سخت نگیر![چشمک] ولی جدی اون رگای زیر چشم وقتی زیاد گریه میکنی متورم میشن؛ اونایی که پوستشون نازکه قشنگ اون رگا خودشو نشون میدن.. واس همون شاید میگفت آبیه..

آبیش یه چیزی شبیه ِ رنگ ِ افکت ِ عکس ِ خودت ـه.. این بغل (: