33-93

**سکانس اول ** -خانه ی خاله راگاتزا- 

گوشه ی خونه یک نیم تنه ی  پلاستیکی  از بدن یک خانم به عنوان دکور قرار گرفته  ! داخلش لامپ داره و روشن میشه ! 

**سکانس دوم **-خانه ی راگاتزا- 

خاله راگاتزا سفارش  یک عدد مجسمه گچی( صورت) به راگاتزا میدهد که از انقلاب برایش بخرد ! شروع به تعریف از شکل مجسمه و قیمتش میکنه و اینکه کدوم مغازه داره ! 

پسر خاله راگاتزا در تمام مدت ساکته و گوش میده ! بعد از مادرش رو به راگاتزا میگه : راگاتزا مراقب باش  تو مترو له نشه ! با صدای بلند ادامه میده آخه سو.تینیه 

پسر خاله راگاتزا خنگول باقالای خودمهههههه :))))

/ 6 نظر / 11 بازدید
عرفان

آی دی اینستاتونو سرچ کردم پیدا نکرد ...

عرفان

درست شد پیدا کردم ...

نیا

:))..خخخ..امان امان

اذرماهی

دمش گرم.خیلی بچه فهمیده ایه[نیشخند]

حامد

نگو که پسرخاله ت سی و یک سالشه که گریه م می گیره