43-93

پسرخاله جان که در پست قبل راجع به ایشان صحبت کردم , به تازگى  واى.بر دار شده و  نمیدانم چرا فک میکنه بنده مثلن دوست دخترش هستم !   ̄0 ̄

هر یک ربع یه بار میپرسه سلام , چهطورى ?  و خوب منم جواب نمیدم اصولن !  در روز حداقل یک پیغام صوتى که شامل اصوات بى معنى است که با لهجه ى ترکی ادا مى کنه به مدت 30 ثانیه میفرسته :|  

از خودش و در و دیوار عکس میگیره و میفرسته  و خلاصه به شدت با اینجانب مشغوله! تازه مثلن یکى از رفقاش که میاد تو وایب.ر سریع به من اطلاع میده و میپرسه میخواى شماره اشو بدم اددش  کنى ؟؟ (  پسر 10-11 ساله ) -_-///

خلاصه که  این بچه به شدت آمادگى دوست.دختر داشتن و هى خبر گرفتن ازشو داره کاملن ! در نتیجه من خودمو مسءول میدونم که کمى بیشتر آماده اش کنم !  مثلن وقتى تشنه ام میشه ,   میگم :  میخوام ببینم مرد شدى یا نه ؟  سریع میره برام آب  میاره  :)) 

یا بارها بش توضیح  دادم که باید اجازه بدى لپتو گا.ز بگیرم  و مردا دردشون نمیاد ولى متاسفانه هر دفعه مجبورم دنبالش بدوم  تا موفق بشم گا.زش بگیرم  ^O^ 

-----

راگاتزا بدشانسیان نوشت : این روزا عجیب بدشانسى میارم !  میرم آرایشگاه تا نوبت من بشه , برقا میره  ~>_<~ چرا عاخههه ؟؟؟

/ 7 نظر / 12 بازدید
حامد

بعد من همسنشون بودم خروسا رو می زدم که مرغا رو اذیت نکن. منم هروقت میرم سلمونی اون آرایشگری می افته بهم که داره دوره کاراموزیشو طی می کنه.

سميرا و ماهي ها

:)) تو ديونه اي راگاتزا . كلي خنديدم . سعي كن فرهنگ كادو دادن و درش تقويت كني :))) مهمترين اصل دوستي همينه

اذرماهی

کلی خندیدم خب چون یه دخترخاله خوشکل داره به فکر افتاده از دوستی شروع کنه تا بلکه به ازدواج ختم بشه.چی بهتر از فامیل[نیشخند][نیشخند]

فاطمه

[قهقهه][قهقهه] یه بار بهش بگومیخوام بذارمت توی بلوک نامبرم [نیشخند] ببینیم عکس العملش چیه [خنده]

فاطمه

راگا قسمت نی موهاتو کوتاه کنی، احتمالا میخوا برات خواستگار بیاد و عروس بشی [خنده]

ᙢᗩÐᗩᙢᗴ

سلام عزیزم مطالب جالب و بامزه ای داری خوشم میاد از نوع نوشتنت اگه موافقی تبادل کنیم

فاطمه

اي گيس بريده[خنده]