36-93

یه نگاه سر سری به مغازه ها میندازم  و بیشتر دارم فکر میکنم که صدای یه دختریو از پشت میشنوم ! 

دخترک وقتی روبه روی مغازه عینک فروشی  میایسته ، خطاب به پارتنرش میگه : مننننننن عااااااااااشقه عینکممم ! و فکر کردید اون عاقا سریع وارد مغازه شد و خوش و خندان عینک خریدند ؟ خیر !  پسرک در مقابل با آرامشی وصف نشدنی جواب داد : فعلن عجله نکن ! و بعد سرعتشون رو زیاد کردند و از کنار ما  گذشتند !  اما من برای دخترک قصه آرزو کردم که اون مغازه های جلوتر که ساعت فروشی و اکسسوری های  مارکدار هست بتونه به عشقش برسه :))) 

جلوی یه ویترین ایستادم و نگاه میکنم که دخترک  با فریاااد داد میزنه :  ایکسسسسسس ! اینو نگاه چه قدر قشنگه ! چه قدر خاصهههه !  و خوب ایکس هم  دست و دلباز تر از عاقای قبلی نیست ! در جواب اون همه شوق دخترک میگه :  آره اگه بپوشیش شکل پلنگ صورتی میشی ! :))  و دست دخترک رو میکشه و میبره ! 

واقعن چرااااا ؟ چه قدر این پسرا نامردن :))  

/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

ماشالله ماشالله علی آقای ما اصن باهام نمیاد پشت ویتریناا تاااااااااااازه اگه من بگم این چه خوبه یا فلان چیزو لازم دارم، میگه برا منم بخر [نیشخند][نیشخند] نامردی تو خون ِ مرداست[قهقهه]

اذرماهی

زبان قاصر است از بیان وسعت این نامردی[نیشخند][مغرور]

نیا

پسر:| درقدیم پسر ها برای کندن پوست حیوانات استفاده میشدند که کلمه ی پسر در واقع شکل همان پوسدر است که به مرور زمان به پسدر و پسر تغییر یافت..عاقایون..برین پوستتون رو در بیارین:)))

تیارا

چه خانوم خوشگلی ، اونی که اون گوشه هستو میگماا ماشالا [ماچ][بغل]

تیارا

سلام عزیزم منم دلم برات تنگ شده مااااچ، اما دست و دلم به نوشتن نمیره دیگه شاید اوایل اکتبر بنویسم باز،البته اگه خبرای خوب گلی گیلی بشه تا آخر سپتامبر زود تر میام : ))

حامد

آره واقعا پسرا بی غیرت شدن. اصلا چه معنی میده دختر طوری حرف بزنه که بقیه صداشو بشنون؟

سميرا و ماهي ها

بچه ها لدفن قضاوت نكنيد هر اصلي يه استثنا داره . ميدونيد من و سيامك هر وقت ميريم بيرون اصلا نميتونم از اين كارا بكنم چون بلافاصله ميپره ميره تو مغازه و برام ميخره [مغرور] بعضي اوقاتم كه اونقدر پول نداره كه بخره تو ذهنش ميمونه در اولين فرصت ميره و اونو برام ميخره . به همين دليل من هيچ وقت ابراز احساسات نميكنم چون نميخوام هي خرج كنه و من تو شرمندگيش بمونم . بعله ما همچين بي افي داريم . بزنم به تخته چشم نياد [نیشخند][نیشخند]

سميرا و ماهي ها

واقعا بعد از مدتها اين متنت حالمو جا آورد . منم خيلي از اين اتفاقات ديدم . ولي دقيقا برعكس اين بوده . دوران دانشگاه يه مرد افسانه اي ديدم كه براي دوست دخترش ماشين خريد فك كنيد ؟ هنوزم دارم بهش فك ميكنم كه آيا واقعي بود يا فقط نقش بازي ميكرد. [ابرو]

سميرا و ماهي ها

يادم رفت بگم . بچه ها اين راگاتزا خيلي صداي خوشگلي داره مثله عكسشه [چشمک]