49-93

این روزا که مادر راگاتزا میره کلاس زبان کار ما بیشتر شده !!چشم!   مثلن دارم درس میخونم که تق و تق در میزنه و با صدایی که مثلن از سرماخوردگی گرفته میگه : راگاتزا ، سرما خوردم ‌و حالم خعیلیییی بده چند تا جمله برای من اینجا بنویس !خجالت!! و قبل از اینکه بتونم بپرسم چند تا و راجع به چی درو میبنده و میره .....از خود راضی

یا شروع میکنه به انجام لیسنینگ و راگاتزااا بیا ببین چی میگه متفکر؟؟ اوایل درس همراه با من میگهمژه ، وسطاش من فقط میگم و اون مینویسهیول و آخراش هم خودم گوش میدم و خودم هم مینویسمخنثی و مادر راگاتزا هم پو بازی میکنن !!!!!!!! عینک

اگه اون روزایی که خودم کلاس میرفتم با این جدیت که کارای مادرو سعی میکنم به دقت و بهترین حالت ممکن انجام بدم ، قطعن الان من مدرس اون آموزشگاه بودم :)))) نیشخند

تنها مزیتی که کلاس رفتنش داره ، اینه که حالا کمی بیشتر درک میکنه که سوالای امتحان دقیقا جزوه نیست و ممکنه سخت باشه و حتی ممکنه استاد اشتباه صحیح کنه !! ابرو

/ 5 نظر / 7 بازدید
آذرماهی

عجب مادر اهل دلی داری[نیشخند]

فاطمه

راگا این عکست خیلییییییییییییییی خوبه[ماچ] مادر راگاتزا پو بازی میکنه و تو براش تمریناشو جل میکنی؟ اگه شما بچه دار بشید فک نکنم بچه تون رو نگه دارن :)))

مادر

چقدر شما ناززززززی[قلب] من بزرگ میکنم ....،بدین به من[ماچ] فقط مال شما باشه[فرشته]

فاطمه

الان کامنت پایین مادر شوهرته یا مادر راگاتزا؟؟؟[خنده]

فاطمه

راگا مامان بزرگ منم اومده بود خونمون هی ب من میگفت کاش یه کاری بود تو میکردی.. همش بیکاری.. برو گلدوزی .. برو خیاطی :((( منم گفتم من بیکاری رو دوس داررررررررررررررم